۱۳۹۴ تیر ۴, پنجشنبه

فاجعه در باغ


فاجعه در باغ
شعري از الف.ف
در رگ و ريشه ي هر بيد هراسي جاريست 
آي اين سرو جوان يك شبه بيمار نشد 
باغبان يار و شريك است در اين ويراني 
لب فروبست و از آن همهمه بيدار نشد 
پيوند براي خواندن همه شعر
http://goo.gl/8YJZmK

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر